بسیج دانشجویی آموزشکده فنی دختران فاطمه الزهرا (س) مراغه
فروتنی را از دریا بیاموز که کوههایش را عیان نمیکند.
|
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خاطره غم انگیززندگی، پر از خاطرات تلخ و شیرینه، شاید شما هم بعضی وقت ها یاد خاطرات خودتون بیفتین، به بعضی از اونا لبخند می زنین و برای بعضی از خاطرات، دلِ تون می گیره. بچه ها! ما امام های خیلی خوبی داشتیم که مدتی رو با مردم زندگی کَردَن، زندگی اونا هم پُر از خاطرات بوده و ما الان وقتی یاد اون خاطره ها می افتیم، اگه خاطره تولد و جشن باشه، شاد می شیم و اگه خاطره شهید شدن اونا و اذیت شدن اون عزیزا به دست حاکمان ستم گر و بدِ زمان خودشون باشه، دلِ مون می گیره و پر از غم می شه. امروز هم دلامون پر از غمه، چون یاد یه خاطره تلخ افتاده، خاطره یه امام جَوونی که با انگور سمّی، شهیدش کردن، امام جواد علیه السلام ، پسر امام رضا علیه السلام و امام نهم ماست، این روز رو به شما بچه های خوبی که اماماتونُ دوست دارین، تسلیت می گم. جواد یعنی چه؟آقای حسینی، یه روز توی کلاس، از معنای بعضی از اسم ها پرسید. هر کدوم از بچه ها که معنای اسماشونُ می دونستند، جواب آقای حسینی رو می دادن. حامد گفت: حامد یعنی کسی که شکر خدا می گه و اون رو ستایش می کنه؛ سعید گفت: اسم من هم به معنای انسان خوشبخته. خلاصه هر کدوم از بچه ها، درباره اسماشون توضیح می دادن تا این که نوبت به جواد رسید، آقای حسینی پرسید: آقا جواد! شما می دونی که معنای این کلمه چیه و چرا پدر و مادر شما این نامُ براتون انتخاب کردن؟ جواد گفت، آقا اجازه! بله! جواد یعنی بخشنده، یعنی کسی که اون چیزهای رو که داره، با دیگران تقسیم می کنه. بابام می گه: من یه اسم خیلی خوب برات انتخاب کردم: چون نام پسر امام رضا علیه السلام ، امام نهم ما هم همینه. آقای حسینی، لبخندی زد و گفت: بابات درست می گه، جواد، یکی از قشنگ ترین اسم های دنیاس. امام نُه سالهیکی از چیزای جالبی که درباره امام جواد علیه السلام وجود داره، اینه که اون حضرت، وقتی که تنها نُه ساله بود، پدرش به دست آدمای بد و حاکم ستم گری به نام «مأمون» شهید شد و رهبری مردم و جانشینی امام رضا علیه السلام به اون امام سپرده شد. بعضی از مردم، باور نمی کردن که یه پسر نُه ساله، بتونه امام و رهبر بشه؛ واسه همین تصمیم گرفتن تا تمام دانشمندا رو از گوشه و کنار جهان اسلام جمع کنن و از اون ها بخوان که سخت ترین و پیچیده ترین سؤالا رو از امام جواد علیه السلام بپرسن و اگه امام تونست به اون سؤالا جواب بده، معلوم می شه که واقعاً امامه؛ چون اماما، دانشمندترینِ مردم روی زمینن و علم هیچ کس به پای علم و دانش یه امام نمی رسه. این کار رو کردن و همه دانشمندا رو در یک مجلس بزرگ که پادشاه اون زمان هم در اون شرکت داشت، جمع کردن. امام جواد علیه السلام به همه سؤالای دانشمندا جواب دادن و همه را شگفت زده کردن. کودک شجاعیه روز توی شهر بغداد، مأمون خلیفه ستم گر عباسی، که برای شکار به آن شهر اومده بود، از راهی رد می شد که در کنار اون، عده ای از کودکان ایستاده بودن. امام جواد علیه السلام هم اون جا بودن، وقتی حاکم و سربازا، با اسباشون از اون جا عبور می کردن، همه بچّه ها ترسیده و فرار کردن، اما امام جواد علیه السلام ، همون جا موند. مأمون، نزدیک امام اومد، اسبشو نگه داشت و با دیدن چهره نورانی امام و شجاعتش، کنجکاو شد و از ایشان اسمشو پرسید. امام فرمود: اسم من، محمّده. مأمون پرسید: پسر چه کسی هستی؟ امام فرمود: فرزند علی بن موسی الرضا علیه السلام . مأمون، که امام رضا رو به شهادت رسونده بود، با شنیدن نام حضرت، شرمنده شد، ولی به خاطر حفظ آبروی خودش در بین مردم چیزی نگفت و تنها به امام رضا علیه السلام سلام و درود فرستاد و از اون جا دور شد. دوست بدهمه شما، دوستایی دارید که با اونا درس می خونین یا بازی می کنین. آیا تا حالا به دوستایی که دارین، فکر کردین؟ آیا دوستای خوب، با ادب و درس خونی هستن؟ شاید کنجکاو باشین که بدونین چرا این سؤالُ می پرسم! خوب، علتش اینه که اگه خدای نکرده، دوست بدی داشته باشین، کارهای بد اونا یواش یواش رو شما هم اثر می ذاره. امام جواد علیه السلام در این باره فرمودن: دوست بد، مثل شمشیر تیزیه که ظاهرش زیباس، اما آثارش بد و خطرناکه؛ پس بهتره که از دوستی با او دوری کنین. بله بچه ها! طبق فرمایش امام نهم، دوست بد مثل یه شمشیر تیزه که وقتی به اون نزدیک می شین، احتمال داره که باعث آسیب رسوندن به شما بشه، واسه همین باید مواظب دوستایی که انتخاب می کنین، باشین. برنامه ریزیاگه شما، هدفی داشته باشین که خیلی براتون مهم باشه، چی کار می کنین؟ اگه به اون هدف نرسین، چه حالی پیدا می کنین؟ یکی از راه های رسیدن به هدف، مثل قبولی در امتحانات با معدل بالا رو، ما از سخنان امام جواد علیه السلام ، یاد می گیریم. امام نهم حضرت جواد علیه السلام فرمودن: «برنامه ریزی قبل از انجام کار، تو رو از پشیمونی باز می داره» یعنی اگه کسی می خواد به هدفش برسه و از راه درستی هم، این کار رو انجام بده، لازمه قبل از شروع کار، یه برنامه ریزی درست و صحیح داشته باشه و بعد به اون برنامه عمل کنه تا نتیجه خوبی به دست بیاره و پشیمون نشه. بهترین تکیه گاهما توی کارایی که می خوایم انجام بدیم، گاهی از بزرگ ترامون کمک می گیریم یا گاهی از دوستِ خودمون. گاهی بعضی از بچّه ها، برای موفق شدن، به دیگران تکیه می کنند و امیدوارن که با تکیه بر اونا، به هدفای خودشون برسن، اما امام جواد علیه السلام به ما و همه مسلمونا، سفارش کرده که برای انجام هر کار خوبی، تنها به خدا امیدوار باشیم و از بخواهیم تا از سختی ها و بدی ها در امان بمونیم. اون حضرت فرمودن: «هر کس به خدا تکیه و توکل کنه، خداوند او رو از هر بدی نجات می ده». اگه شما به دوستای خودتون و اونایی که می شناسین، دقت کنین، می بینین آدمایی که واقعاً به خدا توکل می کنن و از او کمک می خوان، موفّق ترین آدم ها هستن. آزار مأمونبچه ها! همیشه آدمای بد، چشم دیدن آدمای خوبُ ندارن. به خاطر همین، حاکم اون زمان، خیلی امامُ اذیت کرد. بعد از شهادت امام رضا علیه السلام ، مأمون، پادشاه ستم گر عباسی، امام جواد علیه السلام رو مجبور کرد تا در شهر بغداد زندگی کنه. امام جواد علیه السلام در این مدتی که در بغداد بود، سختی های فراوونی کشید و از سوی مأمون، رفتارای ناپسند و اهانت آمیزی دید. تا این که امام جواد علیه السلام از مأمون خواست تا برای سفر حج به مکّه بره. بعد از انجام مراسم حج، به مدینه رفتن و همون جا موندن تا این که مأمون، از دنیا رفت و برادرش که اون هم آدم بدی بود، جانشینش شد. شهادت امام علیه السلاموقتی قاتل امام رضا علیه السلام - مأمون عباسی - از دنیا رفت، برادرش معتصم به جای اون حاکم شد. مردم، از همه جا تعریف امام جواد علیه السلام رو می کردن و از خوبی های او می گفتن؛ برای همین، این حاکم بد و حسود، دستور داد تا امام از مدینه به بغداد بیان تا ایشونُ زیر نظر داشته باشه. امام علیه السلام به بغداد اومد و بعد از چند ماه موندن در اون شهر، حاکم شهر، همسر امام جواد علیه السلام رو که برادر زاده خودش و دختر مأمون بود، تشویق کرد تا امام عزیز ما رو با انگور سمّی، به شهادت برسونه. اون زن، امام رو به شهادت رسوند و دل شیعیان و دوستای اون حضرت رو پر از غم کرد. زیارت گاه امامبچه هایی که به سفر کربلا رفتن یا اونایی رو که به این سفر زیارتی رفته بودن، دیدن و پای صحبتای اونا نشستن، حتماً می دونن که یکی از شهرهای زیارتی عراق، شهر کاظمینه که در نزدیکی پایتخت عراق، شهر بغداد قرار داره. در این شهر دو امام عزیز دفن شدن و زیارت گاه دارن؛ یکی امام موسی کاظم علیه السلام و دیگری نوه ایشون، حضرت امام جواد علیه السلام . مردم وقتی به این مکان با صفا می رن، سفره دلِ شونُ برا این دو امام بزرگ پهن می کنن و از اونا می خوان که کمکشون کنن تا دوستای خوبی برای امامای معصوم علیهم السلام باشن. امیدوارم که شما هم توفیق این زیارتُ پیدا کنین. نهمین ماه تابان
جعفر ابراهیمی |
بسم الله الرحمن الرحیم
(( کان الحق و ذهق الباطل ))
بیایید در این روز بزرگ ، همه با هم به قول بنیانگذار فقیه انقلاب
(ره )
(( هرچه فریاد داریم بر سر آمریکا بریزیم))
بیایید کران تا کران حیات را از تحرک و مبارزه و فریاد بر ضد مستبکران سرشار سازیم و از هیچ قدرتی جز خداوند قادر متعال نهراسیم و در برابر هیچ طاغوت و ظالمی سر فرود نیاوریم .
بیاید برخی سستی ها و رکوردها را به حرکت و شور مبدل سازیم .
سیزدهم آبان؛ یادآور شادیها ؛ شجاعت ؛ دانشجویان آگاه و رشید و پیرو خط امام بود که با تسخیر لانه جاسوسی یا بقول رهبر فقیه مان انقلاب دوم مردمی ؛ به مسلمان ایران شوری بخشید .
تسخیر لانه جاسوسی خروشی آگاهانه بود . که به دل مومنان قوت بخشید و غروری مقدس آفرین را در اذهان زنده ساخت .
ما دانشجویان ؛ اعضای بسیج و کارکنان آموزشکده فنی دختران
فریاد پرجوش و ضد استکباری خود را برسر شداد زمان یعنی آمریکای غاصب و چپاولگر و دست نشانده او اسرائیل مزدور می زنیم و میثاقی دوباره با رهبر فقیه و بنیانگذار انقلاب اسلامی و راه خط ایشان می بندیم و به جهانیان می فهمانیم که با توکل بخداییکه بر قدرت دین و ایمان و پیروی از مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای جلوی هر قدرت زورگویی ایستاده و می ایستیم .
و از ارزشهای اسلامی و انسانی پاسداری می نماییم .
وعده دیدار ما روز پنجشنبه 13 آبان
پایگاه مقاومت بسیج دانشجویی فاطمه الزهرا(س)
آیا میدانستی چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگاپیکسل است.
آیا میدانستی خورشید ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمینه!
آیا میدانستی ۵۶% افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند.
آیا میدانستی در واشنگتن بیشتر از مردمانش، تلفن وجود دارد.
آیا میدانستی شما نمیتوانید با حبس نفستان ، خودکشی کنید
آیا میدانستی انسان سالانه بیش از ۱۰ میلیون مرتبه پلک می زند!
آیا میدانستی با ۳۰ گرم طلا نخی به طول ۸۱ k/m می توان درست کرد
آیا میدانستی بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب می باشد.
آیا میدانستی یک لیتر سرکه درزمستان سنگینتراز تابستان است
آیا میدانستی که سیاره اورانوس پانزده قمر « ماه » دارد
آیا میدانستی بلندترین موی سر دنیا ۶ متر است.
آیا میدانستی طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ – ۴۰۰ نانومتر است.
آیا میدانستی خورشید کوچک ترین ستاره دنیا است.
آیا میدانستی گران ترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است.
آیا میدانستی گران ترین سینمای خانگی ۲۱۰ میلیون تومان است.
آیا میدانستی گران ترین بلندگوی جهان ۲۱۰ میلیون تومان قیمت دارد.
آیا میدانستی قدیمی ترین آدامسی که جویده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پیش بوده است!
آیا میدانستی در یک سانتی متر پوست شما دوازده متر عصب و چهار متر رگ و مویرگ وجود دارد.
آیا میدانستی کره مریخ با سرعت ۲۴۰ کیلومتر درساعت به دور خورشید میچرخد
آیا میدانستی وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرف دیگر تکان می دهد، یعنی “باشه”
آیا میدانستی پل خواجو در زمان سلاطین صفویه در اصفهان ساخته شده است
آیا میدانستی گوش و بینی در تمام طول عمر انسان در حال رشد میباشد و بزرگتر میشود
آیا میدانستی نام پایتخت قرقیزستان بیشکک است و مساحت آن از استان کرمان کمتر است
آیا میدانستی بیش از صد میلیــــــــارد کهکشان تا به اکنون در جهان شناسایی شده اند
آیا میدانستی که اسب ماده سی دندان و اسب نر سی و شش دندان دارد
آیا میدانستی که آب دریا بهترین ماسک زیبای پوست است، البته بخاطر منیزیم و املاح معدنی موجود در آب دریا میباشد
آیا میدانستی که زمین از حیث بزرگی پنجمین و از حیث فاصله با خورشید ، سومین سیاره منظومه شمسی است
آیا میدانستی که زهر مار کبری بیشتر بر روی مراکز تنفسی اثر کرده و باعث خفگی صید می شود
آیا میدانستی کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است
آیا میدانستی اندونزی چهارمین کشور پر جمعیت دنیا بعد از چین و هند و آمریکا می باشد
آیا میدانستی که ایرانها روزانه بطور متوسط حتی نصف استکان هم شیر نــــــمیخورند
آیا میدانستی وزن ۱ قاشق چایخوری از سیاه چاله ها ۲ میلیارد تن است؛ بله ۲ میلیارد تن.
آیا میدانستی یک سیاهچاله در کهکشان راه شیری است که هر ثانیه ۱۰۰۰ بار دور خود می چرخد.
آیا میدانستی ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۰۵ است.
آیا میدانستی هر تار موی انسان می تواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند.
آیا میدانستی چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگاپیکسل است.
آیا میدانستی سریع ترین عنکبوت دنیا دارای سرعت Km ۱۶ در ساعت است که در افریقاست.
آیا میدانستی یک انسان نهایتاً می تواند با سرعت Km ۳۵ در ساعت بدود.
آیا میدانستی نوعی عنکبوت می تواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند.
آیا میدانستی وقتی به خورشید نگاه می کنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده می کنید.
آیا میدانستی زمین در آغاز پیدایش خود ۲۰۰۰ بار بزرگ تر از حجم کنونی خود را داشته است.
آیا میدانستی مساحت سوراخ اوزون ۳۴ میلیون کیلومتر مربع یا به اندازه آمریکای شمالی است.
آیا میدانستی سالانه ۳,۱ میلیون مترمکعب چوب صرف چوب های غذاخوری در چین می شود.
آیا میدانستی ماموت ها که ۱۰ هزار سال پیش منقرض شدند تا ۶ سالگی شیر مادرشان را می خوردند.
آیا میدانستی جوانان هندی شادترین و جوانان ژاپنی افسرده ترین های جهانند.
آیا میدانستی مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن می گویند.
آیا میدانستی عمر مفید انسان ها در کف دستشان نوشته شده است، نگاه کنید. ۶۳ = ۱۸ – ۸۱
آیا میدانستی مسن ترین انسان دنیا با ۱۴۲ سال سن الان در ایران زندگی می کند.
آیا میدانستی به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه ۵ جهان است و تا چند سال دیگر البته ۱ خواهد شد.
تست اعتیاد به اینترنت (IAT) یكی از معتبرترین تستهای مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است كه توسط دكتر كیمبرلی یانگ (Kimberly Young) ابداع شده است.
در تست IAT هر چه نمره شما بیشتر باشد؛ اعتیاد شما به اینترنت شدیدتر است. نمرات هم به ترتیب از یك تا پنج هستند. در پایان؛ باید مجموع نمراتی را كه به 20 پرسش زیر میدهید جمع بزنید.
امتیاز هر گزینه:
گزینه ی الف ==> یك امتیاز
گزینه ی ب ==> دو امتیاز
گزینه ی پ ==> سه امتیاز
گزینه ی ج ==> چهار امتیاز
گزینه ی د ==> پنج امتیاز
گزینه ی ه ==> صفر امتیاز ( امتیازی ندارد)
1- چقدر بیشتر از آنچه قصد دارید؛ در اینترنت میمانید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-بهكرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
2- چقدر به خاطر آنلاین ماندن؛ اعضای خانواده را نادیده گرفتهاید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ- شامل حال من نمیشود.
3- چقدر اینترنت را به بودن با همسرتان ترجیح میدهید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
4- چقدر از طریق اینترنت با كاربران دیگر رابطه ایجاد میكنید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
5- چقدر دیگران از شما به خاطر میزان آنلاین بودنتان شاكی هستند؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
6- چقدر به خاطر اینترنت؛ نمرات و كارهایتان در مدرسه افت كرده است؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
7- چقدر ایمیلهایتان را پیش از كارهای ضروری دیگرتان چك میكنید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
8- چقدر عملكرد كاری و بهرهوری شما به خاطر اینترنت آسیب دیده است؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
9- وقتی از شما میپرسند كه چه كارهایی آنلاین انجام میدهید؛ چقدر در موضع تدافعی یا پنهانكاری قرار میگیرید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
10- چقدر افكار آزاردهنده در زندگی را با افكار آرامبخش در اینترنت خنثی میكنید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
11-چقدر وقتی در اینترنت هستید؛ احساس میكنید توان پیشبینی امور را دارید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
12- چقدر فكر میكنید كه زندگی بدون اینترنت، چیزی كسالتبار؛ تهی و بیلذت است؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
13- چقدر وقتی كسی هنگام آنلاین بودن مزاحم شما میشود؛ غر میزنید؛ فریاد میزنید یا عصبانی میشوید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
15. چقدر فكر میكنید كه در حالت آفلاین حواس پرتی دارید؛ ولی در حالت آنلاین بهتر هستید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
16. چقدر وقتی آنلاین هستید این جمله را به كار میبرید: فقط چند دقیقه مونده؛ الان میام
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
17. چقدر سعی كردهاید از میزان آنلاین بودن خود بكاهید و موفق نشدهاید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
18. چقدر سعی دارید میزان آنلاین بودنتان را از دیگران مخفی كنید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
19. چقدر میزان آنلاین بودن را به بیرون رفتن با دیگران؛ ترجیح میدهید؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
20. چقدر وقتی آفلاین هستید؛ احساس افسردگی و عصبیت دارید كه با آنلاین شدن از بین میرود؟
الف- به ندرت
ب-گهگاهی
پ- غالبا
ج-به كرات
د-همیشه
هـ-شامل حال من نمیشود.
جمع نمرات:
جمع نمرات بین 20 تا 49 = كاربر معمولی هستید
جمع نمرات بین 50 تا 79 = دارید دچار مشكل اعتیاد اینترنتی میشوید؛ مراقب باشید
جمع نمرات بین 80 تا 100 = شما به اكثر پرسشها نمرات 4 یا 5 دادهاید. شما دچار اعتیاد اینترنتی هستید و باید مشكلتان را در اسرع وقت حل كنید. واقعا فكر كنید كه اگر در پرسش دوم؛ جواب شما 4 بوده است، چه به سر خودتان آورده اید؟
باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما میزان آی کیو شما را نشان میدهد
1=بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2=اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3=من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4=عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می اید؟
5=مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6=اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7=فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8=اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9=حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10=اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
7تا و بیشتر ==> هویج
6 تا ==>کدو
5 تا ==>شلغم
2-3 ==>خوبه
1 ==>کارت خیلی درسته
——————
پاسخ تست ها
1= تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند
2=یک ساعت( شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5و بعدی را در ساعت 2 می خورید)
3=ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که ساعت 9 شب است
4=70(تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)
5=9 گوسفند
6=کبریت
7=سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد
8=2سیب
9=هیچ(حضرت نوح بود نه حضرت موسی)
10=خوب خودتونید دیگه (نام خودتان)
پیشاپیش میلاد فرخنده و پر نور و سرور کریمه اهل بیت خانوم فاطمه معصومه (ع) و روز دختر و همچنین آغاز دهه کرامت را به حضور امام زمان (عج) و همچنین آقا امام رضا و تمامی دوستداران و پیروان راستین آن بزرگوار تبریک و تهنیت عرض مینمایم.

شهادت ششمین نور از انوار الهی حضرتامام جعفر صادق (ع) پایه گذار مذهب شیعه را خدمت شما و همه ی مسلمین بخصوص شیعیان تسلیت عرض می کنیم .
مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ سالهاش در قطار نشسته بود. در حالی که
مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و
هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با
لذت لمس میکرد فریاد زد: پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن. مرد مسن با
لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را میشنیدند
و از پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند.
ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند.
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میکردند.
باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن
باران میبارد، آب روی من چکید.
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای
پسرتان پزشک مراجعه نمیکنید؟
مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم.
امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند !!!
یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد
متوجه نامهای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای
به خدا ! با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند...در نامه این طور
نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگیام با حقوق نا چیز باز نشستگی
می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود كه
تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از
دوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم.
هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من
هستی به من كمك كن ...
كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان
داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری
روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...
همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال
بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این كه نامه دیگری
از آن پیرزن به اداره پست رسیدكه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !
همه كارمندان جمع شدند تا نامه را باز كرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
خدای عزیزم. چگونه می توانم از كاری كه برایم انجام دادی تشكر كنم . با لطف
تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا كرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم.
من به آنها گفتم كه چه هدیه خوبی برایم فرستادی ...
البته چهار دلار آن كم بود كه مطمئنم كارمندان بی شرف اداره پست آن را
برداشته اند ...!!!
مقاله جنگی که بود جنگی که هست از : وحید جلیلی

آن روزها كه دستهدسته تابوت برادران ما از جبهه برمیگشت؛ ضد انقلابهای مذهبی در خیمههای نخوت خود زیارت عاشورا و دعای توسل و ندبه را بهانه كرده بودند و در پایان هر روضه و گریه و توسل خویش كسانی را نفرین میكردند كه مانع ظهور اقا شدهاند. كسانی را كه دین را از خلوص و معنویت و نزاهت خود دور كرده و به شائبه سیاست و دنیاطلبی آلودهاند. كسانی را كه حاضر نیستند قبول كنند حكومت قبل از ظهور آقا باطل است.
***
آن روزها كه در جبهه هر زیارت عاشورا مقدمه عملیاتی بود كه خون قلب بسیجیها را به خود میخواند، ضد انقلابهای مذهبی هزار هزار بار ذكر گفتند و توسل پیدا كردند و اشك ریختند و خون از دماغ هیچكدامشان نیامد.
ضد انقلابهای مذهبی دوست داشتند برای حسینی گریه كنند كه به تاریخ پیوسته است و به حماسهای دخیل ببندند كه تمام شده باشد.
حسین زنده برای آنها خطرناك بود. همانگونه كه برای اهل كوفه. ممكن بود از حنجر چنین حسینی هر لحظه ندای «هل من ناصر ینصرنی» فوران كند.
***
و این روزها چه بسیار ضد انقلابهای انقلابی كه میخواهند همان بلایی را كه ضد انقلاب های مذهبی بر سر بزرگترین حماسةهتاریخ آوردند در مورد پژواك ایرانی آن كه «هشت سال دفاع مقدس» مینامندش تكرار كنند.
میخواهند در سوگ «جنگی كه بود» ، «جنگی كه هست» را بپوشانند و بفراموشانند.
حاضرند- تا دلتان بخواهد- برای «جنگی كه بود» نوحهسرایی كنند و به یاد شهدایش اشك بریزند به شرط آنكه در همان تاریخ و جغرافیا باقی بماند و پایش را از گلیمش درازتر نكند.
جنگی دوستداشتنی. كه میتوان از آن خاطرههای راست و دروغ تعریف كرد میتوان برایش جلوی انواع و اقسام دوربینها و میكروفنها آه كشید. جنگی برای صلح. جنگی برای دفاع از وطن. جنگی در تراز جنگ ویتنام یا كره یا كوبا یا...
«هر روز ما در جنگ بركتی داشتهایم كه در همة صحنهها از آن بهره جستهایم.
ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر كردهایم.
ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت كردهایم.
ما در جنگ پرده از چهرة تزویر جهانخوارن كنار زدیم.
ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناختهایم.
ما در جنگ به این نتیجه رسیدهایم كه باید روی پای خودمان بایستیم.
ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستیم.
ما در جنگ ریشههای پربار انقلاب اسلامیمان را محكم كردیم.
ما در جنگ حسن برادری و وطندوستی را در نهاد یكایك مردمان بارور كردیم.
ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم كه بر ضد تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال میتوان مبارزه كرد.
"و از همة اینها" مهمتر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت.»1
***
«اسلام انقلابی» كه امام مهمترین بركت جنگش میداند چیست؟ و چه جایگاهی در مجموعه برنامهها و مراسمهای هفتة دفاع مقدس و مناسبتهای مشابه دارد؟
***
به احترام خون شهدا خواهرم حجابت، برادرم نگاهت و دیگر هیچ!
شده است كه در كنار ده هاهزار تابلو و پوستر و پلاكارد و دیوارنویسی و ... كه چنین شعاری رادر خود جای دادهاند حتی یكبار ببینید كه مخاطبان را برای ارزش و آرمان دیگری به خون شهدا قسم داده باشند؟
مثل اینكه:
به احترام خون شهدا بیتالمال را غارت نكنید.
به احترام خون شهدا كوخ نشینها را دریابید.
به احترام خون شهدا در برخورد با مفسدین اقتصادی این همه استخاره نكنید.
به احترام خون شهدا مبارزه با فقر و فساد و تبعیض را به رسمیت بشناسید.
به احترام خون شهدا اسلام ناب را لگدكوب متحجرین و مقدسمآبان نكنید.
به احترام خون شهدا «سرمایهداری + 17 ركعت» را اسلام انقلاب معرفی نكنید.
به احترام خون شهدا....
برگزاری مراسمهای خنثی و یادبودهای نوستالژیك برای هشت سال جهاد جانانه فرزندان خمینی به چه نتیجهای در گسترش رفتار علوی، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، رسیدگی به محرومان و مستضعفان و كاهش اختلاف طبقاتی و ... انجامیده است؟
اصلاً قرار بوده است كه چنین رویكردی در كار فرهنگی برای دفاع مقدس غالب شود یا برعكس قرار بر این است كه به جامعه یادآوری كنیم كه میتوان از شهدا حرف زد و اهل مبارزه هم نبود.
آیا در عمل باید به ملت تفهیم كرد كه نسبت شهادت و عدالتخواهی تباین است و این دو مفهوم در قاموس اسلام ناب آمریكایی هیچ ربطی با هم ندارند و قرار نیست بعد از هر یاد و ذكری از شهدا موتور آرمان خواهی در جامعه جا بگیرد و با استناد به سلوك و سیرة شهدا و بسیجیان واقعی دست مطالبة مردم یقة اصحاب قدرت را برای وفا به عدالت در عرصههای فردی و اجتماعی بچسبد و چرخة ثروت ـ قدرت را با مشكل مواجه كند؟
قرار نیست تجربة دفاع مقدس تكرار شود. قرار نیست مفهوم و پیام و آرمان عاشورا در زیر آتش گلوله و در میدان جنگی نا برابر بازخوانی شود و به آن انفجار نورانی 8 ساله برسد.
قرار نیست مفهوم و پیام و آرمان دفاع مقدس در میدان جنگ فقروغنا، جنگ پابرهنهها و مرفهین بیدرد مرور شود و به نتایج خطرناك و حركتآفرین برسد.
قرار نیست كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا باشد و هر زمینی و هر زمینهای كار حسینی بطلبد.
***
جنگ هشت ساله نمرده است كه برایش مجلس ختم بگیریم.
جنگ هشت ساله شهید شد. و شهید زنده است.
و خون شهید در همة رگهای جامعه جاریست. اگر چشم بگشاییم و اگر گوش بسپاریم به آن كه گفت:
«امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار جنگ پابرهنهها و مرفهین بیدرد شروع شده است...»2
1-پیام امام به روحانیت اسفند1367
2-پیام امام به مناسبت قطع نامه
خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟

در زمان خلافت عمر، جوانى به نزد او آمد و از مادرش شکایت کرد. و ناله سر مى داد که :- خدایا! بین من و مادرم حکم کن .عمر از او پرسید:- مگر مادرت چه کرده است ؟ چرا درباره او شکایت مى کنى ؟جوان پاسخ داد: مادرم نه ماه مرا در شکم خود پرورده و دو سال تمام نیز شیر داده . اکنون که بزرگ شده ام و خوب و بد را تشخیص مى دهم ، مرا طرد کرده و مى گوید: تو فرزند من نیستى ! حال آنکه او مادر من و....
من فرزند او هستم .عمر دستور داد زن را بیاورند. زن که فهمید علت اظهارش چیست ، به همراه چهار برادرش و نیز چهل شاهد در محکمه حاضر شد.
عمر از جوان خواست تا ادعایش را مطرح نماید.جوان گفته هاى خود را تکرار کرد و قسم یاد کرد که این زن مادر من است . عمر به زن گفت :- شما در جواب چه مى گویید؟زن پاسخ داد: خدا را شاهد مى گیرم و به پیغمبر سوگند یاد مى کنم که این پسر را نمى شناسم . او با چنین ادعاى مى خواهد مرا در بین قبیله و خویشاوندانم بى آبرو سازد. من زنى از خاندان قریشم و تا بحال شوهر نکرده ام و هنوز باکره ام .در چنین حالتى چگونه ممکن است او فرزند من باشد؟عمر پرسید: آیا شاهد دارى ؟زن پاسخ داد: اینها همه گواهان و شهود من هستند.آن چهل نفر شهادت دادند که پسر دروغ مى گوید و نیز گواهى دادند که این زن شوهر نکرده و هنوز هم باکره است.
عمر دستور داد که پسر را زندانى کنند تا درباره شهود تحقیق شود. اگر گواهان راست گفته باشند، پسر به عنوان مفترى مجازات گردد.ماموران در حالى که پسر را به سوى زندان مى بردند، با حضرت على علیه السلام برخورد نمودند، پسر فریاد زد:- یا على ! به دادم برس . زیرا به من ظلم شده و شرح حال خود را بیان کرد. حضرت فرمود: او را نزد عمر برگردانید. چون بازگردانده شد، عمر گفت : من دستور زندان داده بودم . براى چه او را آوردید؟گفتند: على علیه السلام دستور داد برگردانید و ما از شما مکرر شنیده ایم که با دستور على بن ابى طالب علیه السلام مخالفت نکنید.در این وقت حضرت على علیه السلام وارد شد و دستور داد مادر جوان را احضار کنند و او را آوردند. آن گاه حضرت به پسر فرمود: ادعاى خود را بیان کن .جوان دوباره تمام شرح حالش را بیان نمود.على علیه السلام رو به عمر کرد و گفت :- آیا مایلى من درباره این دو نفر قضاوت کنم ؟عمر گفت : سبحان الله ! چگونه مایل نباشم و حال آنکه از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیده ام که فرمود:- على بن ابى طالب علیه السلام از همه شما داناتر است .حضرت به زن فرمود: درباره ادعاى خود شاهد دارى ؟گفت : بلى ! چهل شاهد دارم که همگى حاضرند. در این وقت شاهدان جلو آمدند و مانند دفعه پیش گواهى دادند.على علیه السلام فرمود: طبق رضاى خداوند حکم مى کنم . همان حکمى که رسول خدا صلى الله علیه و آله به من آموخته است .سپس به زن فرمود: آیا در کارهاى خود سرپرست و صاحب اختیار دارى ؟زن پاسخ داد: بلى !این چهار نفر برادران من هستند و در مورد من اختیار دارند. آن گاه حضرت به برادران زن فرمود:- آیا درباره خود به من اجازه و اختیار مى دهید؟گفتند: بلى ! شما درباره ما صاحب اختیار هستید.حضرت فرمود: به شهادت خداى بزرگ و شهادت تمامى مردم که در این وقت در مجلس حاضرند. این زن را به عقد ازدواج این پسر درآوردم و به مهریه چهارصد درهم وجه نقد که خود آن را مى پردازم .سپس به قنبر فرمود: سریعا چهارصد درهم حاضر کن .قنبر چهارصد درهم آورد. حضرت تمام پولها را در دست جوان ریخت . فرمود: این پولها را بگیر و در دامن زنت بریز و دست او را بگیر و ببر و دیگر نزد ما برنگرد مگر آنکه آثار عروسى در تو باشد، یعنى غسل کرده برگردى .پسر از جاى خود حرکت کرد و پولها را در دامن زن ریخت و گفت :- برخیز! برویم .در این هنگام زن فریاد زد: اءلنار! النار! اى پسر عموى پیغمبر آیا مى خواهى مرا همسر پسرم قرار بدهى ؟!به خدا قسم ! این جوان فرزند من است . برادرانم مرا به شخصى شوهر دادند که پدرش غلام آزاد شده اى بود این پسر را من از او آورده ام . وقتى بچه بزرگ شد به من گفتند:- فرزند بودن او را انکار کن و من هم طبق دستور برادرانم چنین عملى را انجام دادم ولى اکنون اعتراف مى کنم که او فرزند من است . دلم از مهر و علاقه او لبریز است .مادر دست پسر را گرفت و از محکمه بیرون رفتند.عمر گفت :اگر على نبود من هلاک شده بودم .

1-در خیابانی 5 خانه در پنجرنگ متفاوت وجود دارد.
2-در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی میکنند.
3-این 5 صاحب خانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند’سیگار متفاوت میکشند وحیوان خانگی متفاوت نگهداری میکنند.
سوال:کدامیک از انها در خانه ماهی نگه میدارند؟
1-انگلیسی در خانه قرمز زندگی میکند
2-مرد سوئدی یک سگ دارد
3-مرد دانمارکی چای مینوشد
4-خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد
5-صاحب خانه سبز قهوه می نوشد
6-شخصی که سیگار pal mall میکشد پرنده پرورش میدهد
7-صاحب خانه زرد سیگار dunhillمیکشد
8-مردی که در خانه وصطی زندگی میکند شیر می نوشد
9-مرد نروژی در اولین خانه زندگی می کند
10-مردی که سیگار blendsمیکشد در کنار مردی که گربه نگه میدارد زندگی میکند
11-مردی که اسب نگه داری میکند کنار مردی که سیگار dunhillمیکشد زندگی میکند
12-مردی که سیگار blue masterمیکشد ابجو مینوشد
13-مرد المانی سیگار princeمیکشد
14-مرد نروژی کنار خانه ابی زندگی میکند
15-مردی که سیگار blendsمیکشد همسایه ای دارد که اب مینوشد
البرت اینشتن این معما را در قرن 19 میلادی نوشت.به گفته وی 98درصد از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند!

روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که واسش یه درس بیاد موندی بده.
راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت وازاوخواست لیوان سر بکشه.
شاگردفقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت .
استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟
"شاگرد پاسخ داد : " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش
"پیرهندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه .
رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه .
شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .استاد این بارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید.
شاگرد پاسخ داد : کاملامعمولی بود .
پیرهندو گفت : رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب .
| Design By : Pichak |
تبلیغات 












